ثمین جونمثمین جونم، تا این لحظه: 14 سال و 3 روز سن داره

وروجک کوهنورد

در آرزوی سپید پوشی شهرمان

  11.برف بازی تک تک روزای زمستون می گذرن واز بارندگی و برف اینج خبری نیس ...نه نه بی انصافی نشه یکی دو شب پیش یه برف پودری باریده در حد یه روکش رو آسفالت که یه ذره آب نداشت که بشه ازش یه گلوله برفی فقط همینا یه گلوله برفی نه نمیشد بسازی اما از سوز وسرما وسرما وسرما ی بعدش نگو بارندگیا واسه بقیه جاهاس سوز وسرماش مال ماست .بگذریم ناشکر نیستیم توکل به خدا هرچی خودش بخواد...... اما ما بارها از عشق بیدریغ شما شازده کوچولو به برف حرف زدیم بااین که نمیشد برف بازی کنیم اما....!!! منو وتو ودایی رضا که دیشب از شاهرود اومد ادای برف بازی رو در اوردیم وروی هم برف میپاشیدیم وتو قهقهه میزدی حیف که نمیشد گلوله برفی وآدم برفی ساخت.... . ...
12 13

روزایی غمگین وسنگین

سلام ... این روزا دل هممون گرفته اس مادربزرگ مامان جون که تو به اسم بی بی میشناسیش چند روزیه ناخوش احواله توبیمارستان بستری شده بود وبعد از یه دوره درمانی ترخیص شد همه چی از یه سرماخوردگی شروع شده بی بی 92 ساله که توانایی جسمی اش رو از دست داده وکسی رو هم نداره که به حالش رسیدگی کنه چون تنها دخترش مامانی لیلاس که خودش خونه نشین شده منم که با این سوز وسرمای زمستون از پس تو بربیام شاهکاره خاله فائزه ام که کنکور ارشد داره خاله زینتم که مسئول رسیدگی به کارای مامانی لیلاس فقط میمونه خاله زهرا که واقعا با گرفتاریایی که داشت تو این شرایط بی بی رو تنها نگذاشت تو خیلی بی بی رو دوست داری همیشه از تو کتابت یا تلوزیون مادربزرگا رو با ذوق بی بی صد...
16 13

بیقراری های مرواریدی 7و8

 اگه از این ساعتای سرد وسنگین و گیج ومبهمی  فاکتور بگیریم و فاصله .نق نق وبیقراریات به چشمم میاد که بلافاصله به جیغ کشیدنای ممتد میرسه و چشاتو بستی وجیغ میکشی دلیلشو نمیدونم فکر میکنم شاید تود این رفت وآمدای خاکسپاری وختم هوابه هوا شدی وسرماخوردی کم کم تب کردی و من اولین حدسم به در اوردن دندون جدید رفت  ولی تبت خیلی شدید میشد  گفتم شاید ویروس شایع بین بچه هاس که با تب شدید شروع میشه اخه داریوش ودرسا هم این چند روزه به این ویروس مبتلا بودن  دیروز جمعه بود ودسترسی به پزشک متخصص نبود  ومن فقط به استفاده از تب بر بسنده کردم تا آخر شب که تو خونه مامانی بودیم راه میرفتی و انگشتت رو روی گونه ات فشار می دادی و میگفتی درد .چون اولین بار بود درد رو ب...
18 13

بازی های خلاق برای کودک یکساله ی شما

بازی های خلاق برای کودک یکساله ی شما   زمان بازی با کودکتان فقطزمان بازی و سرگرمی نیست، بلکه زمان آموزش درسهای زندگی به کودکتان هم می‌باشد.تازه‌ترینتحقیقات حاکی از آن است که خلق و خو و عادات انسان از دوران جنینی و 2 سال اولزندگی وی ناشی می‌شود و این نکته اهمیت آموزش و روش صحیح تربیت در سنین ابتداییتولد کودک را نمایان می‌سازد.در این مقاله ما بازیهایی را به شما پیشنهاد می‌دهیمکه علاوه بر سرگرم کردن کودکتان آموزشهایی را در جهت ایجاد خلاقیت و تقویت هوش وافزایش سطح هوشیاری کودک دلبند شما فراهم می‌آورد.  1.کجا رفت؟ یک توپ کوچک نرم انتخاب کنید، آن را در یک ظرف درپوش دار بگذارید. از بچه بپرسیدتوپ کجا رفت؟ او را ت...
29 13

مادرانه هایم....

به ماه دختم ثمینم... برای تو مینویسم....همه ی آمال وآرزویم... برای تو مینویسم که به یمن وجودت مادر شدم  وفرصت مادرانگی بند بند وجودم را فراگرفت برای تو مینویسم که به حسن نفست زنده مانده ام .... میخواهم از مادرانه ام برایت بگویم که نکرده ام .....ولی بدان که تلاشش را کرده ام ...دلم میخواهد برایم در اوج بمانی ....دلم میخواهد نفس هایم شمارنده ضربان بهترین هایت باشد ....دلم میخواهد باشی وفرصت باتوبودن توشه مادرانگی ام شود .....بارها با نفس هایت نفس کشیدم وبا هر صدا کردنت به زانو نشسته ام ولب برچیده ام که خدایا شکرت من هم مادر شدم.....دلم میخواست بجای هرزمین خوردنت من فرشی میشدم به زیر پایت نه که زمین نخوری بلکه درد نکشی ....دلم میخواهد ت...
20 13

برای مادرم......

چین‌ های روی صورتت اثرات پیری نیست ، جای خالی‌ نوازش دست های من است . . . مادرم !  به یمن بودنت خدارا شاکرم که توهستی تکیه گاه تک تک ثانیه هایم .... برایت آرامش میخواهم برایت سلامتی میخواهم ...برایت بغل بغل لبخند وبرایت یه عالمه بهترین میخواهم...ای بهترین بهترین هایم... برای تو که یه عمر رنگ آرامش ندیدی ....برای تو که پاهایت فدای آمالمان شد...برای تو که همه لبخند هایت  خرج نگاهایمان شد....من از خدا برایت لبخند میخواهم برایت شادی میخواهم برایت یک دل سیر ،توهم رویایی میخواهم. چه میشود مگر تو هم بخند اما از ته دل ............. من ازخدا میخواهم میان این همه دل پیچه ودرد رنگ سلامتی به صورتت بزند اصلا زنگ سلامتی برایت بزند....خ...
20 13